سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
99
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
قبلا گفتيم ابو جعفر منصور ، فرزند امام محمد بن على عباسى يكى از واليان عبد اللّه بن معاويه شده بود ، اما از ديگر سوى مىبينيم كه او پس از قتل ابن معاويه ، اموالى را كه در اختيار داشت جمع كرد و به بصره فرستاد ، و سپس ايذه را از راه اهواز ترك كرد . سليمان بن حبيب ، والى اموى ، او را دستگير كرد و چهل ضربه شلاق زد تا بتواند اين اموال را از او بگيرد ، حتى قصد قتل منصور را داشت تا اينكه كاتب او ابو أيوب موريانى وارد شد و گفت : « اى امير او را نكش ، اگر خلافت اموى باقى بماند ، براى تو قتل يكى از مردان خاندان عبد مناف خوشايند نيست ، و اگر حكومت به بنى هاشم منتقل گردد و تو او را كشته باشى ، هيچ جاى سرزمينهاى اسلامى برايت امنيت نخواهد داشت . » « 1 » والى اموى از قتل منصور صرف نظر و به زندانى كردن او اكتفا كرد . طولى نكشيد كه گروهى از اعراب مضرى او را از زندان آزاد كردند ، پس به بصره ، همان جا كه اموال را فرستاده بود ، و پس از آن به حميمه رفت تا همراه برادرش امام ابراهيم باشد و در تلاشهاى او در اين مرحلهء حساس مشاركت كند ؛ مرحلهاى كه دعوت عباسى پس از شكست حركت شيعى ابن معاويه به شكوفايى رسيد . شكست حركت ابن معاويه به اين انجاميد كه دعوت عباسى مسيرى مستقل از علويان و شيعيان آنان پيش گيرد . در اين شرايط به دليل سياست سكوت و تقيّه و پنهانكارى بزرگان علوى ، ميدان براى عباسيان باز شده بود ، و شيعيان نيز به مداواى زخمهايى مىپرداختند كه در ستيز امويان با نهضتهاى زيد بن على و فرزندش يحيى و عبد اللّه بن معاويه ، بر پيكرشان وارد شده بود . ابو مسلم خراسانى و پيروزى دعوت عباسيان عباسيان بر آن شدند تا دعوت خود را كه اكنون گسترش و پرورش يافته بود ، آشكار كنند و
--> - به ابن معاويه منتقل شده است . او به اباحىگرى و حليت مشروبات و خوردن مردار و زنا و ديگر محرمات دعوت كرد و عبادات را از پيروانش ساقط كرد . ( براى آگاهى بيشتر از آموزههاى اين فرقه ر . ك : بغدادى ، الفرق بين الفرق ، ص 15 به بعد ) ( 1 ) . جهشيارى ، الوزراء و الكتاب ، ص 98 .